به نام خدای تنهایی علی... میخواستم به کل چیزی ننویسم،دیدم من زیر دِین محبت خیلی ها هستم اینجا... اگر قسمت این بود که برگردم که برمیگردمو وبلاگ نویسی رو از سر میگیرم... اگر نه هم... شریعتی کبیر اینجور موقع ها میفرمایند:حرفهایی دارم برای نگفتن... چون شرایطم طوری هست که احتمال داره تا چند وقت دیگه به کل این صفحه و این فضا ازم گرفته بشه... دلم میخواد الان خودم ولش کنم...اون موقع که ازم گرفته بشه خیلی اذیت میشم... راضیم به خواستش به صلاحش و به حکمتش، شکر... (مشکل گوشیم برطرف شد،البته موقعی هم که خراب شد من این خراب شدن رو حکمت میدونستم و کاری برای درست شدنش انجام ندادم...) (با اجازتون چون برنمیگردم برای صفحه نظرات تاییدیه میزارم ،نظراتتون یادگاری میمونه) خودتون میدونید که چقدر برام عزیز هستید... مولا علی نگهبانتون... چاکریم یا علی...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 2 بعد از ظهر توسط مهدی |